رئوويروسها اندازه متوسطى داشته و داراى RNAدورشته اى قطعه قطعه می باشند این ویروس ها ممکن است منجر به اسهال های تابستانی شوند. اين خانواده شامل انواع روتاويروسهاى انسانى است كه مهمترين عامل گاستروانتريت نوزادان در جهان می باشند.گاستروانتریت حاد، بیماری بسیار شایعی است و محققان تخمین زدهاند که در کشورهای درحال توسعه، این بیماری سالیانه حدود 1/5 میلیون کودک در سنین قبل از مدرسه را به کام مرگ میکشد که روتاویروس 600 هزار نفر از این تعداد را میکشد. در آمريكا، گاستروانتريت حاد بعد از عفونت تنفسى، عامل مهم بيمارى در خانواده ها می باشد. كاليسى ويروسها، ويروسهاى كوچكى با ژنوم RNAتكرشته اى هستند. اين خانواده شامل ويروس نورواك، عامل گاستروانتريت اپيدميك غير باكتريال هستند.
رئوويروسها و روتا ويروسها
ساختار و تركيب
قطر اين ويريونها حدود 60 تا 80 نانومتر بوده، كپسيد دو لايه اى دارند و هر يك از كپسيدها، بيست وجهى هستند. (روتاويروسها، ساختارى 3 لايه اى دارند). اين ويروسها، پوشش ندارند. ويروسهاى داراى يك پوسته كه فاقد كپسيد خارجى هستند و داراى لبه هاى خارجى ناهموار مى باشند، حدود 50 تا 60 نانومتر قطر دارند. قطر هسته مركزى داخلى آنها، حدود 33 تا 40 نانومتر است ). ذراتى كه پوسته دولايه اى دارند، شكل عفونى ذرات ويروس را تشكيل مى دهند وداراى 132 كپسومر هستند.
ژنوم رئوویروس، RNA دورشتهای دارد که 10 تا 12 قطعه مجزا آن را میسازند. اندازه كل ژنوم، kbp27-16 بوده كه بستگى به جنس ويروس دارد. روتا ويروسها حاوى 11 قطعه ژنوم هستند، در حالى كه ارتورئوويروسها واوربئويروسها هر كدام 10 قطعه و كلیسي ويروسها 12 قطعه دارند. اندازه هريك از قطعات RNA از bp680 (روتاويروس) تا bp3900(ارتورئوويروس) متفاوت است. هسته مركزى ويريون داراى چندين آنزيم مورد نياز جهت تكثير وcap گذارى RNA ويروس مى باشد. رئوويروسها به طور غيرمعمول نسبت به حرارت، تغييرات pH حدود 0/9-0/3 و حلالهاى چربى مثل اتر و كلروفرم مقاومند، اما توسط اتانول 95 درصد، فنل و كلر غيرفعال مى گردند. عفونت زايى آنها با مقدار محدودى آنزيم پروتئوليتيك افزايش مى يابد.
طبقه بندى
خانواده رئوويريده به 15 جنس تقسيم مى شود. چهار جنس از این خانواده، یعنی ارتورئوویروس، روتاویروس، کولتیویروس و اوربئویروس، انسان و حیوانات را آلوده میکنند
این 15 جنس به دو گروه تقسیم میشوند: یک گروه شامل ویروسهایی است که در 12 وجه فیبرهای بزرگی دارند (مثال ارتورئوویروس)، در حالی که اعضای گروه دوم صافتر بوده و فاقد بیرونزدگیهای بزرگ سطحی هستند (مثل روتاویروس). حداقل 5 گونه یا گروه از روتاویروسها وجود دارند (A-E). بعلاوه دو گونه تجربی (F و G)؛ که از اینها 3 گونه (A، B و C) انسان را آلوده میکنند. نژاد سويه هاى انسانى و حيوانى ممكن است به سروتيپهاى مشابهى تقسيم شود. ساير گروههاى روتاويروسى و سروتيپها فقط در حيوانات يافت مى شوند. سروتيپ مختلف رئوويروس به همراه 100 سروتيپ اوربئويروس و دو سروتيپ كاليسى ويروس شناخته شده اند.

مراحل تكثير رئوويروس
اتصال و نفوذ
ذرات رئوويروس به گيرنده هاى اختصاصى در سطح سلولى مى چسبند. پروتئين چسبنده به سلول، در رئوويروسها از نوع هماگلوتينين ويروسى است (پروتئين اُمگا1) كه بخش كوچكى از كپسيد خارجى مى باشد. بعد از اتصال و نفوذ، بدون كپسيد شدن ذرات ويروس در ليزوزومهاى سيتوپلاسم سلول رخ مى دهد.
رونویسی
فقط پوسته ويروس، جدا شده و RNA ترانسكريپتاز كه در ارتباط با بخش مركزى بوده، فعال مى شود. اين ترانسكريپتاز معمولاً مولكولهاى mRNA را از قطعه مثبت ژنوم RNAى دورشته اى كه در بخش مركزى ويروس وجود دارد، رونوشت مى كند. توالیهای کوچکی در هر دو انتهای قطعات RNA وجود دارد که بین تمام ایزولههای یک زیرگروه، حفظ شدهاند. ممکن است این توالیهای حفظشده، سیگنالهای شناسایی رونوشتهای ویروسی باشند.
مولكولهاى mRNAى فانكشنال با قطعات ژنومى از نظر اندازه برابرى مى كنند. بیشتر قطعات RNA یک تکپروتئین کد میکنند، اگرچه تعداد اندکی (بسته به نوع ویروس) دو پروتئین کد میکنند. هسته رئوويروسها داراى تمام آنزيمهاى لازم جهت نسخه بردارى، Capگذارى و خروج mRNAها از هسته مركزى هستند. RNAى دورشته اى درون بخش مركزى ويروس باقى مى ماند. پس از خروج از مركز ويروس، mRNAها به محصولات ژنى اوليه ترجمه مى شوند. برخى رونوشتهايى كه اندازه كاملى دارند، جهت توليد ويروس نابالغ وارد كپسيد مى شوند.
همانندسازی
رپلیکاز ویروسی رشتهٔ منفی را سنتز میکند و قطعات ژنومی دورشتهای را تشکیل میدهد. اين همانندسازى كه منجر به تشكيل زنجيره دورشته اى نسل جديد ويروس مى شود، در ساختار نيمه كامل هسته ويروس جديد انجام مى شود. مكانيسمى كه باعث تجمع قطعات كامل ژنوم درون بخش مركزى مى شود، هنوز شناخته نشده است.
اسمبل و خروج
وقتی دو ویروس مختلف از یک زیرگروه سلولها را آلوده میکنند، نوترکیبی ژنوم در آن سلولها ذرات ویروسیای ایجاد میکند که قطعات ژنومی والدین خود را دارند. پلى پپتيدهاى ويروسى غالباً خود به خود كنار هم قرار مى گيرند.
پروتئين: 9 پروتئين ساختارى، هسته مركزى چندين آنزيم دارد.
پوشش: ندارد. پوشش كاذب ناپايدار در هنگام مورفوژنز ذره روتاويروس وجود دارد.
همانندسازى: در سيتوپلاسم، ويريون بطور كامل پوشش خود را از دست نمى دهد.
خصوصيات ديگر: ترتيب دوباره ژنتيكى به سهولت رخ مى دهد. روتاويروسها عامل عمده اى از اسهال نوزادان هستند. رئوويروسها، مدلهاى خوبى براى بررسى پاتوژنز ويروسى مى باشند. پوسته كپسيدى داخلى و خارجى را تشكيل مى دهند. رئوويروسها، ضمائم انكلوزيون را در سيتوپلاسم سلول توليد مى كنند كه در آن ذرات ويروس يافت مى شود. اين كارخانه هاى ويروسى شباهت زيادى با ساختارهاى لوله اى شكل (ميكروتوبول و فيلامنتهاى حد واسط) دارند. با جوانه زدن ذرات ويروس كه كپسيد يك لايه اى دارد به درون شبكه اندوپلاسميك دانه دار، مورفوژنز روتاويروس انجام مى گيرد.
پوششهای کاذب کسبشده از آن جدا میشوند و کپسید خارجی به آن اضافه میشود. این چرخه غیرمعمول احتمالاً به علت وجود پروتئین گلیکوزیلهشده کپسید خارجی است. ويريونهاى جديد با متلاشى شدن سلول، از آن خارج مى گردند.
روتاويروسها
روتاويروسها عامل عمده اى از بيمارى اسهال در نوزادان و حيوانات جوان از جمله گوساله ها و بچه خوكها مى باشند. اين عفونتها در انسان و حيوانات بزرگسال نيز رايج است. در گروه روتاويروس، عوامل ايجاد كننده اسهال نوزادان، اسهال Nebraska calf، اسهال نوزاد موش و ويروس SA11 در ميمون قرار دارند. مورفولوژى و چرخه تكثير روتاويروس مشابه رئوويروس است.
طبقه بندى و خصوصيات آنتى ژنى
روتاويروسها بر پايه اپى توپهاى آنتى ژنى واقع در پروتئين ساختارى Vp6، به پنج گروه (A-E) و دو گونه ى تجربى E وG تقسيم مى شوند. آنها را مى توان توسط روشهاى ايمونوفلورسانس، CF، الايزا و ميكروسكوپ ايميون الكترون شناسايى نمود. گروه Aروتاويروس پاتوژن اصلى انسانى شناخته شده است. پروتئينهاى خارج كپسيد VP7 و VP4 اپى توپهايى دارند كه در خنثى كردن فعاليت دارند، اگرچه به نظر مى رسد كه گليكوپروتئين VP7آنتى ژنى غالب باشد.
اين آنتى ژنهاى اختصاصى، تيپهاى مختلف روتاويروسها را از هم متمايز مى سازد و به وسيله تستهاى Nt اثبات مى گردد. تاكنون چندين سروتيپ در بين روتاويروسهاى انسانى و سه سروتيپ ديگر در بين حيوانات شناسايى شده اند. بعضى از روتاويروسهاى انسانى و حيوانى چندين اختصاصيت سروتيپى مشترك دارند. براى مثال، ويروس ميمون SA11 به سروتيپ سه انسانى خيلى شبيه است. بررسى هاى مولكولى اپيدميولوژيكى روتاويروسها براساس تفاوت در حركت 11 قطعه ژنوم RNA در الكتروفورز و روى ژل پلى آكريل آميد انجام شده است.
اين تفاوتهاى الكتروفورزى تيپها جهت تمايز گروه A ويروسها از ساير گروهها به كار مى رود، ولى براى پيش بينى كردن سروتيپها نمى تواند به كار برود.
حساسيت حيوان به ويروس
روتاویروسها، میزبانهای زیادی دارند. محققان اکثر آنها را از نوزادان و حیوانات مبتلا به اسهال ایزوله کردهاند. عفونت بینگونهای گاهی در تجربیات آزمایشگاهی مشاهده می گردد، اما رویداد آن در طبیعت هنوز مشخص نیست. روتاویروس خوکی هم نوزاد خوک و هم خوکی که به تازگی از شیر گرفته شده، را آلوده میکند. نوزاد حیوانات احتمالاً به علت داشتن آنتیبادیهای مادری، اغلب دچار عفونت بدون علامت میشوند. در حیواناتی که به تازگی از شیر گرفته شدهاند، بیماری با بروز علائم همراه است.
تكثير ويروس در كشت سلولى
روتاويروسها به سختى در كشت سلولى رشد مى كنند.اکثر روتاویروسهای انسانی قابل کشت میشوند، درصورتیکه قبلاً آنزیمهای پروتئولیتیک تریپسین آنها را تحت تأثیر قرار دهند یا محقق مقدار کمی تریپسین به محیط کشت بافتی اضافه کند. تريپسين برروى پروتئين خارجى كپسيد اثر نموده و بدون كپسيد شدن را تسهيل مى سازد. تعداد معدودى از نژادهاى روتاويروس غيرگروه A در كشت سلولى رشد كرده اند.
پاتوژنز
روتاويروسها معمولاً سلولهاى اپى تليال پرزدار روده باريك را آلوده مى كنند (موكوس كولونى و معده گرفتار نمى شوند). اين ويروسها در سيتوپلاسم سلولهاى روده تكثير يافته و به مكانيزمهاى انتقال مواد در اين سلولها، آسيب مى رسانند. يكى از پروتئينهاى روتاويروس به نام NSP4، نوعى انتروتوكسين ويروسى است كه ترشح آن به وسيله مسير سيگنال ترانسداكسيون تقويت مى شود.
سلولهاى آسيب ديده ممكن است به درون مجراى روده بريزند و مقدار زيادى از ويروس را رها سازند (گاهى تا مقدار 1010 ويروس در هر گرم مدفوع مشاهده مى گردد). دفع ويروس در افراد سالم معمولاً 2 تا 12 روز ادامه دارد، اما در افرادى كه سوءتغذيه دارند طولانى تر مى باشد. اسهال ناشى از روتاويروسها ممكن است به علت جذب ناقص سديم و گلوكز باشد، زيرا سلولهاى آسيب ديده پرزدار به وسيله سلولهايى كه كامل نشده اند (نابالغ) و خاصيت جذب ندارند، جايگزين مى شوند. ممكن است 3 تا 8 هفته طول بكشد تا عملكرد نرمال روده باز گردد.
بیشتر بخوانید: ویروس شناسی
يافته هاى بالينى و تشخيص آزمايشگاهى
روتاويروسها، عامل مهمى در ايجاد اسهال در نوزادان و كودكان هستند، اما در بزرگسالان به ندرت موجب اسهال مى شوند. دوره كمون بيمارى حدود 1 تا 3 روز است. علائم مشخص آن شامل اسهال، تب، درد شكم و استفراغ است كه منجر به از دست دادن آب از بدن مى شود.
در نوزادان و كودكان، كاهش شديد آب و الكتروليتها ممكن است كشنده باشد، مگر اين كه درمان صحيح، هرچه زودتر آغاز شود. درموارد خفيف بيمارى، علائم به مدت 3 تا 8 روز ادامه داشته و سپس بيماران به طور كامل بهبود مى يابند. با اين حال دفع ويروس در مدفوع ممكن است تا 50 روز پس از بروز علامت اسهال، ادامه پيدا كند. عفونتهاى بدون نشانه همراه با تغييرات سرمى ممكن است ايجاد شود. در كودكانى كه نقص ايمنى دارند، روتاويروس مى تواند بيمارى سخت و طولانى ايجاد كند.
بزرگسالان در اثر تماس با ديگران آلوده شده و اين آلودگى با تغييرات سرمى آشكار مى شود، اما به ندرت علائم آشكارى از بيمارى را نشان مى دهند. اين ويروس گاهى در مدفوع آنها يافت مى شود. منبع شايع عفونت در بزرگسالان، تماس با كودكان يا شيرخواران آلوده است. باوجود اين، اپيدمى هايى از بيمارى شديد در بزرگسالان، بويژه در افرادى كه در تماس نزديك با آنها هستند (براى مثال در بخش سالمندان) رخ داده است. روتاويروسهاى گروه B، عامل عمدهاى از شيوع گاستروانتريت شديد در بزرگسالان چينى گزارش شده است.
تشخيص آزمايشگاهى با مشاهده ويروس در مدفوع در اوائل بيمارى و افزايش تيتر آنتى بادى انجام مى گيرد. ويروس موجود در مدفوع توسط ايمونوالكتروميكروسكوپى (IEM)، آگلوتيناسيون لاتكس و الايزا شناسايى مى شود. تعيين ژنوتيپ اسيد نوكلئيك روتاويروس كه از نمونه مدفوعى به دست آمده، توسط روش PCR، حساسترين روش تشخيص است. برخى از تستهاى سرولوژى بويژه CFو الايزابراى مشاهده افزايش تيتر آنتى بادى به كار مى روند.
اپيدميولوژى و ايمونولوژى
روتاويروسها، مهمترين عامل گاستروانتريت در كودكان سراسر جهان هستند. حدود 3 تا 5 ميليون كودك كمتر از 5 سال در آفريقا، آسيا و آمريكاى لاتين ساليانه دچار اسهال مى شوند و از اين تعداد حدود 1 ميليون كودك جان خود را از دست مى دهند. ميزان بيمارى در كشورهاى درحال پيشرفت بالا است، اما ميزان مرگ پايين است. حدود 50 درصد از موارد گاستروانتريت حاد كودكانى كه در بيمارستان بسترى مى شوند، ناشى از عفونت با روتاويروسها مى باشد. عفونتهاى روتاويروس معمولاً در فصل زمستان رخ می دهند و همراه با علائم بالينى بيشتر در سنين 6 ماهگى تا دو سالگى بروز مى كند. به نظر مى رسد كه بيمارى از طريق دهانى ـ مدفوعى سرايت مى كندو عفونتهاى بيمارستانى نيز شايع مى باشند.
روتاويروسها در همه جا وجود دارند. حدود 90 درصد كودكان تا سن 3 سالگى داراى آنتى بادىهاى ضد يك يا چند تيپ روتاويروس مى باشند. ميزان آنتى بادى در بزرگسالان بالا است كه اين امر، نشان دهنده عفونتهاى مجدد بدون علامت مى باشد. انسان و حيوانات مى توانند حتى با وجود آنتى بادیهاى موجود در خون، آلوده شوند. فاكتورهاى ايمنى موضعى نظيرIgA ترشحى يا اينترفرون ممكن است در محافظت فرد عليه عفونت روتاويروس داراى اهميت باشد. درضمن، عفونت مجدد با وجود آنتى بادیهاى خون مى تواند وجود سروتيپهاى متعدد ويروس را منعكس نمايد. بااين كه آنتى بادى مادرى به طور غيرفعال از مادر به نوزاد منتقل مى شود، با اين حال عفونتهاى بدون علامت در نوزادان و قبل از 6 ماهگى شايع است. عفونت نوزادى از بروز عفونت مجدد جلوگيرى نمى كند، اما ممكن است نوزاد را در برابر پيدايش بيمارى شديد در هنگام عفونت مجدد محافظت نمايد.
درمان و كنترل
درمان گاستروانتريت حمايتى است و با تأمين آب و الكتروليتهاى از دست رفته انجام مى گيرد. گاستروانتريت ممكن است به از دست دادن شديد آب، اسيدوز، شوك و مرگ منجر گردد. درمان شامل جايگزينى مايعات و برقرارى مجدد تعادل الكتروليتى، چه از راه وريدى و چه از راه خوراكى است. در كشورهاى توسعه يافته، به علت استفاده معمول از درمانهاى جايگزينى مؤثر مايعات، درصد مرگ و مير حاصل از اسهال كودكان كاهش پيدا كرده است. به علت سرايت بيمارى از راه دهانى ـ مدفوعى، ضدعفونى كردن فاضلاب و رعايت نكات بهداشتى، اقدام عمده اى در جلوگيرى از انتقال بيمارى خواهد بود.
واكسن خوراكى روتاويروس ضعيف شده زنده ميمون رزوس در سال 1998 براى واكسيناسيون نوزادان مجازشد، اما يك سال بعد به علت گزارشهايى از انسداد روده به عنوان عارضه اى غيرمعمول و اثر جانبى شديد ناشى از واكسن، متوقف شد. در سال 2006 واكسن خوراكى 5 ظرفيتى بر اساس روتاويروس گاوى روتاويروس در ايالات متحده مجوز گرفت و در سال 2008 يك واكسن تك ظرفيتى خوراكى بر اساس روتاويروس انسانى مجوز گرفت. توليد اين واكسن ايمن و مؤثر، هنوز اميدى جهت كاهش بيمارى روتاويروس در جهان است.

رئوويروسها
ويروسهاى اين جنس توسط بيولوژيستها و به طريقه مولكولى، مورد بررسيهاى زيادى قرار گرفته اند و تاكنون بيماریزايى آنها در انسان به اثبات نرسيده است.
طبقه بندى و خصوصيات آنتى ژنى
رئوويروسها در همه جا پراكنده اند و ميزبانهاى زيادى دارند. سه تيپ متمايز اما شبيه به يكديگر از رئوويروسها را مى توان توسط تستهاى NT و HI نشان داد. رئوويروسها داراى هماگلوتينينى هستند كه مى توانند به گلبولهاى قرمز گروه O انسان يا گلبولهاى گاو اتصال يابند.
اپيدميولوژى
رئوويروسها موجب عفونتهاى بدون علائم بالينى مى شوند، زيرا در سرم اكثر افراد تا سنين بلوغ، آنتى بادیهايى عليه اين ويروس يافت مى شود. هر سه تيپ رئوويروس در هنگام شيوع بيمارى تب دار خفيف، از كودكان سالم و نوجوانان و كودكان مبتلا به اسهال يا التهاب روده و از شمپانزه هاى مبتلا به التهاب پرده مخاط بينى ايزوله شده اند.
بررسى در داوطلبين نتوانسته است رابطه علت و معلول آشكارى را ميان رئوويروسها و بيمارى انسان نشان دهد. اين ويروسها از مدفوع اين افراد آسانتر از گلو و بينى آنها ايزوله شده اند. احتمالاً بين رئوويروس تيپ 3 با مسدود بودن مجراى صفراوى نوزادان ارتباطى وجود دارد.
پاتوژنز
رئوويروسها، مدلهاى خوبى براى مطالعه خاصيت بيماریزايى عفونتهاى ويروسى در سطح مولكولى مى باشند. در اين بررسى ها، نوتركيبهاى مشخصى از دو رئوويروس با فنوتيپهاى متفاوت پاتوژنى جهت آلوده كردن موشها مورد استفاده قرار مى گيرند، سپس آناليز تفكيكى به منظور ارتباط دادن بيماریزايى به بعضى از ژنهاى ويروس و فرآورده هاى آن انجام می شود. خصوصيات پاتوژنى رئوويروسها بطور عمده توسط نوع پروتئينى آن تعيين مى گردد كه در لايه خارجى كپسيد ويريون قرار دارد.
اوربى ويروس و كلتى ويروسها
اوربى ويروسها، يك جنس از خانواده رئوويروسها هستند. اين ويروسها، حشرات را آلوده كرده و تعدادى از آنها توسط حشرات به مهره داران منتقل مى شوند. حدود 100 سروتيپ از آنها شناخته شده است. هيچيك از اين ويروسها، بيمارى خطرناكى را در انسان توليد نمى نمايند، اما ممكن است تبهاى خفيفى ايجاد كنند. ويروسهايى از اين خانواده كه براى حيوانات، پاتوژنهاى خطرناكى هستند شامل زبان آبى گوسفندان و ويروس بيمارى اسب آفريقايى مى باشند. آنتى بادى عليه اوربى ويروسها در بسيارى از مهره داران و از جمله انسان يافت شده است.
ژنوم اوربى ويروس از ده قطعه زنجير مضاعف RNAتشكيل شده است كه اندازه مجموع ژنوم آن حدود kbp18 مى باشد. چرخه تكثيراين ويروسها مشابه رئوويروسها است. اوبى ويروسها نسبت به pH اسيدى حساس هستند، درصورتى كه ساير رئوويروسها به pHاسيدى مقاوم مى باشند. كلتى ويروس، گونه ديگرى را درون خانواده رئوويريده ايجاد مى كند. ژنوم آنها داراى 12 قطعه RNAى دورشته اى است و در كل 29 كيلوباز است.کنهها ویروس تب کنهای کلرادو را به انسان منتقل میکنند و این ویروس انسان را آلوده میکند.
كاليسى ويروسها
علاوه بر روتاويروسها و آدنوويروسهاى غير قابل كشت، اعضاى خانواده كاليسى ويريده مهمترين عوامل گاستروانتريت ويروسى در انسان هستند. مهمترين عضو آنها، ويروس نورواك است.
طبقه بندى و خواص آنتى ژنى
كاليسى ويروسها مشابه پيكورناويروسها هستند، فقط مختصرى بزرگترند (به قطر 27 تا 40 نانومتر) و داراى يك پروتئين بزرگ ساختارى هستند. در ميكروسكوپ الكترونى، شكل متفاوتى با ساير ويروسها دارند. كاليسى ويريده به 4 گروه تقسيم مى شود كه عبارتند از:
نوروويروس كه شامل ويروسهاى نورواك است؛ ساپوويروس، كه شامل ويروسهاى شبه ساپورو است؛ لاگوويروس، ويروس بيمارى هموراژيك خرگوش؛ وزئويروس كه شامل ويروس اگزانتم وزيكولار خوك، كاليسى ويروس فلاين و ويروسهاى مارين هستند كه در ماهى، وال و pinniped ديده مى شوند.
دو جنس اول ويروسهاى انسانى هستند كه قابل كشت نمى باشند. دو جنس آخر فقط سويه هاى حيوانى هستند و در شرايط آزمايشگاهى قابل كشت مى باشند. ويروس بيمارى هموراژيك خرگوش در سال 1995 در استراليا به عنوان كنترل بيولوژيك جهت كاهش جمعيت خرگوشهاى وحشى مورد استفاده قرار گرفت. از نظر تاريخى، ويروس نورواك به علت ظاهرش در ميكروسكوپ الكترونى، ويروسهاى با ساختار گرد شناخته می شوند. سروتيپهاى كاليسى ويروس انسانى هنوز شناخته نشده است. چندين ژنوتيپ از نوروويروسها مشاهده شده اند.
يافته هاى بالينى
نورواك به عنوان پاتوژن عمده اى در گاستروانتريت اپيدميك بزرگسالان، شناسايى شده است.
گاستروانتريت اپيدمى بدون علل باكتريايى، داراى خصوصيات زير است:
1ـ فاقد پاتوژنهاى باكتريايى است.
2ـ با شروع سريع بروز بيمارى و به دنبال آن، بهبودى سريع و علائم تقريباً خفيف همراه مى باشد.
3ـ طرح اپيدميولوژى آن نظير بيماریهاى كاملاً مسرى است كه بدون توجه به سن و منطقه جغرافيايى خاص به سرعت انتشار مى يابد.
پزشکان اصطلاحات گوناگونی در مورد شیوع عفونت بهکار میبرند (نظیر گاستروانتریت ویروسی اپیدمی، اسهال ویروسی، بیماری استفراغ زمستانی) که به تظاهرات بالینی آنها بستگی دارد.
دوره كمون بيمارى گاستروانتريت ويروسى نورواك بطور متوسط 24 تا 48 ساعت است. شروع اين بيمارى سريع بوده و تظاهرات آن 12 تا 60 ساعت ادامه دارد. علائم بيمارى به صورت اسهال، تهوع، استفراغ، تب مختصر، گرفتگى عضلات شكم، سردرد و ضعف بروز مى كند. ممكن است بيمارى در دوران علامت دار، ناتوان كننده باشد. بيمار به ندرت در بيمارستان بسترى مى شود. هيچ عارضه اى از اين بيمارى گزارش نگرديده است.
ابتلا به ویروس نورواک با علائم بالینی همراه است. بدن به هنگام بیماری آنتیبادی تولید میکند و از عفونت مجدد با همان عامل، حداقل به مدت کوتاهی جلوگیری میکند. ایمنی طولانیمدت با وجود آنتیبادیهای سرم مقارن نیست. تعدادی از داوطلبان بعد از دو سال با همان نوع ویروس، مجدداً آلوده شدهاند.

تشخيص آزمايشگاهى
برای مشاهده کلسیویروس انسانی در نمونههای بالینی (استفراغ و مدفوع) و نمونههای محیطی (غذای آلوده و آب)، بیشتر از روش واکنش زنجیرهای پلیمراز با استفاده از ترنسکریپتاز معکوس استفاده میشود. به علت تفاوت ژنتيكى ميان سويه هاى در گردش، انتخاب جفت پرايمر براى واكنش زنجيره پلى مراز بسيار مهم است.
غالباً از ميكروسكوپ الكترونى جهت مشاهده ذرات ويروس در نمونه هاى مدفوع استفاده مى شود. ويروسهاى نورواك معمولا در غلظت پايين وجود دارند و تشخيص آنها مشكل است. ویروس نورواک توسط ميكروسكوپ ايمونوالكترون تشخيص داده می شود. از روش ايمنى سنجى الايزا كه برپايه ذرات شبه ويروسى نوتركيب هستند، مى توان پاسخهاى آنتى بادى را مشاهده نمود. افزايش چهار برابرى تيتر آنتى بادى IgG نشانه عفونت حاد و فاز سرمى نقاهت است. بااين حال واكنشگرهاى ضرورى، به صورت گسترده وجود ندارند و آنتى ژنها قادر نيستند پاسخهايى به تمام تيپهاى آنتى ژنى ويروس نورواك را شناسايى كنند.
اپيدميولوژى
كلسى ويروسهاى انسانى گستره جهانى دارند. ويروسهاى نورواك عامل عمده گاستروانتريت غيرباكتريال در ايالات متحده بوده و 23 ميليون نفر را هر سال بيمار مى كنند. تمام گروههاى سنى ممكن است مبتلا شوند. همه گيریها درطول سال رخ مى دهند و در طول فصول سرد افزايش نشان مى دهند. بيشتر همه گيرى ها ازطريق انتقال شخص به شخص و غذا ايجاد مى شوند. خصوصيت ويروس نورواك، دوز پايين عفونى (به كمى 10 ذره ويروسى)، مقاومت نسبى در محيط و روشهاى متفاوت انتقال است. اين ويروس در ppm 10 كلرين و 60 درجه گرما زنده مى ماند. این ويروس در صدفهاى بخار پز شده، می تواند زنده بماند.
انتقال مدفوعى – دهانى، راه اصلى انتقال ويروس نورواك است. درطول يك دوره 5 ساله در ايالت متحده (2000-1996)، غذا عامل 39 درصد از همهگيرىهاى گاستروانتريت ويروس نورواك، انتقال شخص به شخص 12 درصد، انتقال از آب 3 درصد و منابع ناشناخته 18 درصد، نقش داشتند. همه گيرى هاى گاستروانتريت نورواك در شرايط متفاوتى رخ مى دهد. در همان دوره پنچ ساله، 39 درصد در رستورانها، 29 درصد در خانه هاى پرستارى و بيمارستانها، 12 درصد در مدرسه ها و مراكز مراقبت روزانه، 10 درصد در مراكز تفريحى مثل كشتى هاى تفريحى و 9 درصد در شرايط ديگر رخ دادند. در سال 2006، پس از طوفان عظيم كاترينا، شيوع يك نوروويروس در يك پناهگاه پرجمعيت در تگزاس مشاهده گرديد.
ایمونولوژی
هيچ روش خنثی سازى براى مطالعه ايمنى در آزمايشگاه موجود نيست. مطالعات عفونت آزمايشى در داوطلبان نشان داد 50 درصد بالغان به بيمارى حساس هستند. آنتى بادى ويروس نورواك نسبت به آنتى بادى روتاويروس كه در دوران كودكى حاصل مى شود، ديرتر به وجود مى آيد. در كشورهاى در حال توسعه، بيشتر كودكان تا سن 4 سالگى، آنتى بادى ويروس را به دست مى آورند.
درمان و كنترل
درمان نشانه اى است، دوز پايين عفونتزايى ويروس، باعث مسرى شدن ويروس مى شود. شستن دست ها سبب کاهش انتشار ويروس، در خانواده يا مؤسسات درمانى می شود. دقت در تهيه غذا اهميت زيادى دارد، چون همه گيریهاى زيادى از راه غذا شيوع پيدا كرده است. با تصفيه آب آشاميدنى و استخرهاى شنا، مى توان موارد عفونت ويروس نورواك را كاهش داد. واكسنى وجود ندارد.
آستروويروسها
آستروويروسها حدود 30-28 نانومتر قطر دارند و مشابه كاليسى ويروسها هستند، اما شكل متفاوتى در ميكروسكوپ الكترونى دارند . اين ويروسها داراى RNAى تك رشته اى با پلاريته مثبت هستند كه 8/6 تا 9/7 كيلوباز اندازه دارد. حداقل 8 سروتيپ از ويروسهاى انسانى توسط روشهاى نوتراليزاسيون و IEM شناسايى شده اند. آستروويروسها بيمارى اسهالى ايجاد مى كنند و در مقادير بسيار بالا از مدفوع دفع مى شوند. آستروويروس ها، توسط غذا و آب آلوده و يا از طريق شخص به شخص، مدفوعى ـ دهانى، منتقل می شود. اين ويروسها براى نوزادان و كودكان، سالمندان مقيم آسايشگاهها و افراد نقص ايمنى پاتوژن محسوب مى شوند. آنها ممكن است براى دوره هاى طولانى توسط بيماران نقص ايمن دفع شوند.
